سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

246

تاريخ ايران ( فارسى )

اگرچه من نميخواهم تشخيص زمانى براى اشياء مكشوفه خودم بكنم معهذا مناسب دانستم كه در اين فصل ذكرى از آنها بنمايم . خلاصه در خاتمهء اين شرح مختصر كه از خرابه‌هاى مهمهء دورهء هخامنشى دادم چون مكرر آن خرابه‌ها را شخصا سياحت نموده‌ام احساسات خود را هم بطور خلاصه ميخواهم اظهار بدارم و آن اينست كه ايران از ملل معتبرى كه با آنها ارتباط يافته از قبيل بابل ، آشور ، مصر و يونان البته اقتباسات زياد نموده ليكن متابعت و تقليد صرف نكرده است و حتى مجسمه‌هاى گاوهاى آشورى هم در قصرهاى بزرگ هخامنشى از حيث اهميت داراى مرتبهء اوليه نيستند و قصور مزبور هرچند براى حشمت و جلال شاهنشاه ساخته شده ليكن وقتى كه درباريان و سپاهيان در آن جمع ميشدند البته در نظر مردمان نكته‌سنج و دقيق و هنرشناس آتن نيز رونق و شكوه تمام داشته « 1 » حتى خرابهء تخت‌جمشيد با صورت فعلى آن توجه ما را به طرف خود جلب نموده و ناگزيريم كه به نظر تعجب و حيرت به آن نگاه كنيم .

--> ( 1 ) - در اينجا ميتوان قول پرو و شيلز را تصديق كرد كه ميگويند اگرچه هنر و صنعت ايرانى نسبت بساير ملل قديمهء متأخر است ليكن اصول و كيفيت آن نتيجهء ذوق و سليقهء صحيح اصلى مشرق‌زمينى است و خلاصه‌اى از محسنات هنرمندى مردم مشرق را جامع مىباشد « مترجم » .